The Truth Distilled — Persian/Farsi Translation
An Explanation of the Truth of Christ versus the Anti-Christ
Original Author: Arthur Parker Jr.
Original Date: Tuesday, July 26, 2016
Translation Language: Persian / Farsi
Format: Complete translation in one post
Translator’s Note
This is a Persian/Farsi translation of Arthur Parker Jr.’s original English treatise, “The Truth Distilled — An Explanation of the Truth of Christ versus the Anti-Christ.” Sacred names, Scripture references, doctrinal flow, and key theological terms have been preserved as faithfully as possible.
Table of Contents
The Truth Distilled
The Mass and Transubstantiation
The Trinity
The Scriptural Testimony of Christ
A Wheat Class and a Tare Class of Men
The Penalty and the Ransom
By Their Fruits You Shall Know Them
The Two Salvations
The Anti-Christ, the False System of Religion, and Those Who Support It
Mystery Babylon the Great, Mother of Harlots
Times and Seasons
The Gift of God
Expectation
What’s in a Name?
Come Out of Her, My People
حقیقتِ تصفیهشده
سهشنبه، ۲۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۶
توضیحی دربارهٔ حقیقتِ مسیح در برابر ضدّ مسیح
دربارهٔ این موضوع بسیار گفته و نوشته شده است، و با این حال چنان کمبودِ استدلالِ درست وجود دارد که خوانندهٔ عادی از شناختِ حقایقِ واقعی از دیدگاه کتابمقدس محروم میماند. علت این امر، نظریههای بیهودهٔ مردانی است که در مدارس الهیات آموزش دیدهاند و گمان میکنند هر دکترایی که از سوی همنوعانشان به آنان داده شده باشد، میتواند دارای چنان اقتداری باشد که با ارادهٔ Yahweh خدا، که بهوسیلهٔ روحالقدس او آشکار میشود، رقابت کند. (لوقا ۱۶:۱۵،۱۶). کفایت و انتصاب ما تنها میتواند از Yahweh خدا در مسیح باشد (یوحنا ۱:۱۲،۱۳؛ ۱۵:۱،۴،۵،۱۵-۱۶؛ ۲ قرنتیان ۳:۵،۶)، نه از انسانها؛ و راه رفتن ما با خداست، نه با انسان. (مزمور ۱۴۶:۳؛ اشعیا ۲:۲۲؛ ۲:۱۷؛ اعمال ۴:۷-۱۲؛ ۵:۲۹-۳۲،۳۸،۳۹؛ ۱۰:۳۴؛ همچنین ۱ قرنتیان ۲:۱۱-۱۶ و کولسیان ۲:۱-۸).
از روزگار رسولان، همواره مردانی بودهاند که در غرور، جاهطلبی، و استدلالهای زیرکانهٔ سودجویانهٔ خود، کوشیدهاند بر میراث خدا سلطه یابند (افسسیان ۴:۱۰-۱۶؛ ۱ تیموتائوس ۲:۴)، سادگی ایمان را انکار کنند (۲ قرنتیان ۱۱:۱-۱۵)، و فلسفهٔ باطل یا بدعتهای گنوسی — یعنی معرفت دروغین، ۱ تیموتائوس ۶:۲۰،۲۱ — را وارد سازند، تا بهوسیلهٔ این تعالیم دیوها انسانها را به دنبال خود بکشانند و بر تودههای بشریت تسلط به دست آورده و آن را حفظ کنند. (۱ تیموتائوس ۴:۱). آنان با این کار، شخصیت و نقشهٔ مقدس، رحیمانه و محبتآمیز خدا را بهشدت بدنام کردند. آنان کلید معرفت حقیقی را برداشتند و به جای آن معرفت دروغین و حکمتگراییِ ساختهٔ انسان را نهادند که با عقاید بتپرستانه آمیخته بود. بدینگونه، با گذشت زمان، ارتدادی پدید آمد (۲ تسالونیکیان ۲:۳-۱۷؛ ۲ تیموتائوس ۴:۳،۴)، یعنی سقوطی در Babelِ آشفتگی و خطاها که کلیسای کاتولیک روم مدتها آن را گسترش داده است؛ همان کلیسایی که در کتاب مکاشفه، بابل نامیده میشود، و دختران او همان نظامهای کلیسایی اسمی هستند که هر یک از بدعتهای تعلیمی او را نگاه داشتهاند. جالب است که در زبان بابلی، واژهٔ “Babylon” به معنای «دروازهای به سوی خدا» بود، اما در عبری به معنای «آشفتگی» است. Webster’s College Dictionary آن را چنین تعریف میکند: «هر شهری که جایگاه تجمل افراطی و شرارت شمرده شود.»
The Mass and Transubstantiation
آیا میدانید Vatican، مرکز کلیسای کاتولیک روم، ثروتمندترین نهاد روی زمین است؟ و دربارهٔ شرارت، آیا میدانید که همین Vatican کاتولیک روم فرمان آنچه را «تفتیش عقاید مقدس» نامیده شد صادر کرد، که طی آن هزاران مسیحی بیگناه کشته شدند، زیرا حاضر نبودند در برابر نظامی ساخته و ادارهشده به دست انسان برای پرستش دروغین — شامل شمایلها، قدیسان، مجسمهها، روحانیون و Pope — سر فرود آورند؟
Pope و کاهنان او مراسم Mass را همراه با آیین Eucharist انجام میدهند، جایی که نمادهای شراب و نان، پس از آنکه توسط کاهن — یا Pope — برکت داده میشوند، بنا بر ادعا، از طریق «transubstantiation» در دستان او به بدن و خون واقعی مسیح تبدیل میگردند، با این هدف که او دوباره قربانی شود. Webster’s College Dictionary آن را چنین تعریف میکند: «transubstantiation: ۱. تبدیل یک جوهر به جوهری دیگر. ۲. در Eucharist، تبدیل تمام جوهر نان و شراب به بدن و خون مسیح، در حالی که تنها ظاهر نان و شراب باقی میماند.»
در Harvest Gleanings، جلد ۳، چنین میخوانیم: «High Mass قربانی خاص مسیح برای گناه خاص یک شخص خاص است. Low Mass قربانی مسیح برای گناهان عمومی یک جماعت است. کاتولیکهای رومی ادعا میکنند که به ارزش قربانی مسیح بر جلجتا ایمان دارند، اینکه آن قربانی گناه نخستین و گناهان عمومی گذشته را پوشانده است؛ اما همچنین ادعا میکنند که گناهان روزانه، کاستیها و خطاهای هر فرد باید هر از چند گاه با قربانیهای تازهٔ مسیح پاک شود.»
این تعلیم در تضاد مستقیم با کتابمقدس است، که اعلام میکند مسیح «یک بار برای همه» مرد (عبرانیان ۱۰:۱۰-۲۱)، تأکید از من است، و قربانی او برای تمام بشریت کافی بود. این قربانی نیازی به تکرار ندارد، و در حقیقت نمیتواند بهوسیلهٔ انسانهای ناکامل تکرار شود.
خداوند ما عیسی مسیح شام یادبود را با نمادهای نان و شراب برقرار کرد، تا به شاگردان خود و به ما نشان دهد که او خود را در آن یک قربانی برای تمام بشریت تقدیم نمود. و او، کسانی را که میخواستند در این نمادها شریک شوند، دعوت کرده گفت: «این را به یاد من بهجا آورید.» (لوقا ۲۲:۱۹).
رسول پولس این را در ۱ قرنتیان ۱۱:۲۳-۲۶ چنین توضیح داد: «زیرا من از خداوند آنچه را که به شما نیز سپردم دریافت کردم: اینکه خداوند، در شبی که تسلیم شد، نان را گرفت؛ و پس از شکرگزاری، آن را پاره کرد و گفت: “این است بدن من که برای شما پاره میشود؛ این را به یاد من بهجا آورید.” همچنین پس از شام، پیاله را نیز گرفت و گفت: “این پیاله عهد جدید در خون من است؛ هر بار که آن را مینوشید، این را به یاد من بهجا آورید.” زیرا هر بار که این نان را میخورید و این پیاله را مینوشید، مرگ خداوند را اعلام میکنید تا هنگامی که او بیاید.» تأکید از من است.
رسول پولس همچنین نوشت که ما، اعضای تقدیسشدهٔ بدن مسیح، در communion، یعنی اتحاد مشترک، شرکت میکنیم؛ بنابراین در این کار، در خون و بدن مسیح شریک میشویم. (۱ قرنتیان ۱۰:۱۶،۱۷). ما قربانیِ خودِ او را که یک بار برای همه بر صلیب تقدیم شد، گرامی میداریم، و نیز مشارکت خود را در قربانیِ خودِ او، بهعنوان اعضای بدن مسیح در خدمت خدا، گرامی میداریم؛ هرچند هیچ چیز به شایستگی و ارزش قربانی او نمیافزاییم.
بازگشته به Harvest Gleanings، جلد ۳، چنین میخوانیم: «پس از دیدگاه آنان — تأکید از ماست — همانگونه که در Mass آشکار میشود و همانگونه که کاتولیکهای رومی، کاتولیکهای یونانی و high church Episcopalians آن را انجام میدهند، مسیح هر روز در سراسر جهان دوباره قربانی میشود. این “Mass” در کتابمقدس، در نظر خدا، مکروه خوانده شده است، زیرا آن بیان کتابمقدس را نادیده میگیرد و بیاثر میسازد که مسیح دیگر نمیمیرد، و اینکه با یک قربانی، همهٔ کسانی را که بهوسیلهٔ او نزد پدر میآیند، برای همیشه کامل کرده است. (رومیان ۶:۹).»
پس اکنون بیهیچ تردیدی میتوانیم ببینیم که این یک رسم دروغین انسانی است، و تعلیم دروغین Mass ساختهٔ انسان است.
The Trinity
تعلیم دیگری که ساختهٔ انسان است، یعنی Trinity، در قرن چهارم بهتدریج در قالب Nicene Creed، یا Semi-Trinitarian Creed، توسط شورای Nicea — ۳۲۵ A.D. — شکل گرفت، و بعدها بیشتر توسعه یافت و به Athanasian Creed بدل شد؛ یعنی همان شکلی که Trinity امروز با آن شناخته میشود. Athanasian Creed مدتها به Athanasius، الهیدان قرن چهارم، نسبت داده میشد، اما اکنون عموماً پذیرفته شده است که پیش از قرن پنجم نوشته نشده بود، در حدود زمان جعلکنندهٔ شناختهشده Virgilius Tapsensis، که متن یافتشده در ۱ یوحنا ۵:۷ را جعل کرد؛ متنی که Trinitarians اغلب به آن استناد میکنند. دربارهٔ آن آیهٔ کتابمقدس گفته شده است که «در هیچ نسخهٔ خطی یونانی نوشتهشده پیش از قرن پانزدهم یافت نمیشود، و هیچ نویسندهٔ کلیسایی یونانی، و هیچیک از پدران اولیهٔ لاتین، آن را نقل نکردهاند، حتی وقتی موضوعات مورد بحثشان طبیعتاً آنان را به استناد به اقتدار آن سوق میداد. بنابراین آشکارا جعلی است...» به پانوشت Benjamin Wilson دربارهٔ ۱ یوحنا ۵:۷ در ویرایش ۱۹۴۲ ترجمهٔ عهد جدید Emphatic Diaglott مراجعه کنید.
شورای Nicea به فرمان Emperor Constantine در سال ۳۲۵ A.D. تشکیل شد. او Christianity را برای هدف شخصی خود، یعنی تقویت یا متحد ساختن پادشاهیاش، به کار گرفت، و این مردان خودبزرگبین را در فلسفههای باطل، تهی، گوشنواز اما انکارکنندهٔ تعلیم راستین مسیح حمایت کرد؛ زیرا این فلسفهها بر بنیاد کتابمقدس بنا نشده بودند، بلکه بر نظریههای انسانها استوار بودند. Emperor Constantine و مردی جاهطلب به نام Athanasius با تعالیم پاک، اصیل و سالم کتابمقدس مخالفت کردند؛ تعالیمی که Arius از آنها دفاع میکرد — مردی دیندار و خداپرست که بیسازش، تعلیم پاک نخستینِ مسیح را نگاه داشت.
یادداشت: Gibbon، مورخِ مورخان، در مقدمهٔ خود بر History of Christianity میگوید: «اگر Paganism بهوسیلهٔ Christianity فتح شد، به همان اندازه درست است که Christianity بهوسیلهٔ Paganism فاسد گردید. Deism پاکِ مسیحیان نخستین ... توسط کلیسای روم به dogma نامفهوم Trinity تبدیل شد. بسیاری از اصول pagan، که مصریان ابداع کردند و Plato آنها را آرمانی ساخت، بهعنوان چیزهایی شایستهٔ ایمان حفظ شدند.»
آیات کتابمقدس که یگانگی خدا را نشان میدهند
«ای اسرائیل، بشنو: خداوند خدای تو یک خداوند است.» (مرقس ۱۲:۲۹).
«...هیچکس نیکو نیست جز یکی، یعنی خدا.» (مرقس ۱۰:۱۸؛ افسسیان ۴:۵).
«پدر من از من بزرگتر است.» (یوحنا ۱۴:۲۸).
«من از خود هیچ نمیتوانم کرد... داوری من عادلانه است، زیرا ارادهٔ خود را نمیجویم، بلکه ارادهٔ پدری را که مرا فرستاده است.» (یوحنا ۵:۳۰).
«...همانگونه که پدر مرا فرستاد، من نیز شما را میفرستم.» (یوحنا ۲۰:۲۱).
«من به سوی پدر خود و پدر شما، و خدای خود و خدای شما بالا میروم.» (یوحنا ۲۰:۱۷).
«زیرا یک خدا هست، و یک میانجی میان خدا و انسانها، یعنی انسانْ مسیح عیسی، که خود را فدیهای برای همه داد، شهادتی که در زمانهای مقرر داده خواهد شد.» (۱ تیموتائوس ۲:۵،۶). تأکید از من است.
خداوند ما، پس از آمدن به زمین بهعنوان انسانْ مسیح عیسی، رابطهٔ خود را با خدا بهروشنی بیان کرد. او پیشتر از طبیعت روحانی خود بهعنوان Logos تهی شده بود — همان که فرشتهای بود در بیابان، که شریعت را به موسی داد. (اعمال ۷:۳۷-۳۸).
۳۷ «این همان موسی است که به فرزندان اسرائیل گفت: “خدا از میان برادرانتان پیامبری مانند من برای شما برخواهد انگیخت.” ۳۸ این همان کسی است که در جماعتِ بیابان با آن فرشتهای بود که بر کوه Sinai با او سخن میگفت، و با پدران ما بود، و کلمات زنده را دریافت کرد تا به ما بدهد...»
و سپس او انسانِ گوشت و خون شد، هرچند انسانی کامل، همانگونه که Adam بود، تا Adam و نسل او — تمام بشریت — را بازخرید کند.
The Scriptural Testimony of Christ
چنین نوشته شده است — یوحنا ۵::۳۱-۳۹
۳۱ «اگر من دربارهٔ خود شهادت دهم، شهادت من راست نیست. ۳۲ دیگری هست که دربارهٔ من شهادت میدهد، و میدانم شهادتی که دربارهٔ من میدهد راست است. ۳۳ شما نزد یحیی فرستادید، و او به حقیقت شهادت داد. ۳۴ اما من شهادت از انسان نمیپذیرم؛ ولی این چیزها را میگویم تا شما نجات یابید. ۳۵ او چراغی بود که میسوخت و میدرخشید، و شما خواستید اندک زمانی در نور او شادی کنید.
۳۶ «اما من شهادتی بزرگتر از شهادت یحیی دارم؛ زیرا کارهایی که پدر به من داده است تا به انجام رسانم — همان کارهایی که من انجام میدهم — دربارهٔ من شهادت میدهند که پدر مرا فرستاده است. ۳۷ و پدر، که مرا فرستاده، خود دربارهٔ من شهادت داده است. شما هرگز آواز او را نشنیدهاید و صورت او را ندیدهاید. ۳۸ و کلام او در شما ساکن نیست، زیرا به آنکس که او فرستاده است ایمان نمیآورید. ۳۹ شما نوشتهها را جستوجو میکنید، زیرا گمان میکنید در آنها حیات جاودانی دارید؛ و همانها هستند که دربارهٔ من شهادت میدهند.»
همچنین نوشته شده است — یوحنا ۱:۱۷-۱۹:
۱۷ «زیرا شریعت بهوسیلهٔ موسی داده شد؛ فیض و حقیقت بهوسیلهٔ عیسی مسیح آمد. ۱۸ هیچکس هرگز خدا را ندیده است؛ آن یگانه، خدا، که در آغوش پدر است، همان او را آشکار ساخته است.»
Logos روحانیِ پیشاانسانی و انسانْ عیسی مسیح — Yahshua مسحشده — Yahweh خدا را آشکار ساخته و او را خدمت میکند، درست همانگونه که هنگام آمدنش در میان ما در حضور نخستین خود انجام داد، چنانکه در فیلیپیان ۲:۵-۱۱ نوشته شده است:
۵ این فکر در شما باشد که در مسیح عیسی نیز بود:
۶ او که در صورت خدا بود، برابر بودن با خدا را چیزی برای چنگ زدن نشمرد؛
۷ بلکه خود را خالی کرد، صورت غلام گرفت، و شبیه انسانها شد؛
۸ و چون در ظاهر همچون انسان یافت شد، خود را فروتن ساخت و تا مرگ، حتی مرگ بر صلیب، مطیع گردید؛
۹ از همین رو خدا نیز او را بسیار سرافراز کرد و نامی به او بخشید که بالاتر از هر نام است؛
۱۰ تا به نام عیسی هر زانویی خم شود، از آسمانیان و زمینیان و زیرزمینیان؛
۱۱ و هر زبانی اعتراف کند که عیسی مسیح خداوند است، برای جلال خدای پدر.
و نوشته شده است — ۱ یوحنا ۴:۱۱-۱۳:
۱۱ ای عزیزان، اگر خدا ما را چنین محبت نمود، ما نیز باید یکدیگر را محبت کنیم. ۱۲ هیچکس هرگز خدا را ندیده است. اگر یکدیگر را محبت کنیم، خدا در ما ساکن است و محبت او در ما کامل میشود. ۱۳ از این میدانیم که ما در او ساکنیم و او در ما، زیرا از روح خود به ما داده است.
و نوشته شده است — یوحنا ۶:۴۵-۴۷:
۴۵ «در پیامبران نوشته شده است: “همه از خدا تعلیم خواهند یافت.” هر که از پدر شنیده و آموخته باشد، نزد من میآید. ۴۶ نه اینکه کسی پدر را دیده باشد، جز آنکس که از خداست؛ او پدر را دیده است. ۴۷ بهراستی، بهراستی به شما میگویم: هر که ایمان دارد، حیات جاودانی دارد.»
پس ما دو شاهد داریم — شهادت خداوند ما عیسی مسیح و شهادت رسول یوحنا — که این حقایق را تأیید میکنند. هیچ انسانی بر این زمین هرگز Yahweh خدا را ندیده است، جز پسر او، عیسی مسیح، هنگامی که هنوز در وجود پیشاانسانی خود در آسمان بود، بهعنوان موجود روحانیِ فرشتهسالار، Logos. خدا نمیتوانست بر زمین بهصورت انسان بیاید، نه بهعنوان جوهری دو-در-یک، و نه به هیچ گونهٔ دیگر. پس شهادت مسیح و رسول یوحنا این اندیشه را آشکارا رد میکند. او بهروشنی اعلام میکند که پسر خداست، و پدر آسمانی او خدای اوست، چنانکه نوشته شده است: عیسی به او گفت: «مرا لمس مکن، زیرا هنوز نزد پدر بالا نرفتهام؛ بلکه نزد برادرانم برو و به آنان بگو: نزد پدر خود و پدر شما، و خدای خود و خدای شما بالا میروم.» (یوحنا ۲۰:۱۷).
اگر کسی با شهادت بالا از مسیح مخالفت کند، آنگاه نوشته شده است: «کلام او در شما ساکن نیست، زیرا به آنکس که او فرستاده است ایمان نمیآورید.» (یوحنا ۵:۳۸).
مسیح «کاهن تا ابد بر حسب رتبهٔ Melchizedek» است. (مزمور ۱۱۰:۴؛ عبرانیان ۷:۱۷).
YHWH سوگند یاد کرده و پشیمان نخواهد شد: «تو تا ابد کاهن هستی، بر حسب رتبهٔ Melchizedek.» (مزمور ۱۱۰:۴، Literal Standard Version)
۱۷ زیرا دربارهٔ او از سوی خدا چنین شهادت داده شده است:
«تو — مسیح — تا ابد کاهن هستی،
بر حسب رتبهٔ Melchizedek.»
۱۸ زیرا از یک سو، فرمان پیشین به سبب ضعف و بیفایدگیاش کنار گذاشته میشود — زیرا نمیتوانست گناهکار را در حضور خدا عادل سازد — ۱۹ زیرا شریعت هرگز هیچ چیز را کامل نکرد؛ اما از سوی دیگر، امیدی بهتر وارد میشود که بهوسیلهٔ آن اکنون پیوسته به خدا نزدیک میشویم. ۲۰ و بهراستی، این بیسوگند واقع نشد که مسیح کاهن گردید، ۲۱ زیرا لاویانی که پیشتر کاهن شدند، مقام خود را بیسوگند دریافت کردند؛ اما این یک تن با سوگند آن کسی منصوب و کاهن شد که به او گفت:
«خداوند سوگند یاد کرده است
و رأی خود را تغییر نخواهد داد و پشیمان نخواهد شد:
تو — مسیح — تا ابد کاهن هستی.»
۲۲ و بدینگونه، به سبب قوت و استواری بیشترِ آن سوگند، عیسی ضامن قطعی عهدی بهتر شد — توافقی برتر و سودمندتر، که هرگز جایگزین یا باطل نخواهد شد. (عبرانیان ۷:۱۷-۲۲، Amplified Bible)
دو نوشتهٔ بالا شهادت میدهند که مسیح «کاهن تا ابد» است، و راست است که هیچکس نمیتواند کاهن باشد مگر آنکه خدا را خدمت کند. این امر Yahweh خدا را آشکارا از پسر او جدا میسازد، و دو وجود جداگانه، دو جایگاه جداگانه، و دو کار جداگانه را نشان میدهد. کوچکتر، یعنی مسیح، پدر خود Yahweh خدا، خدای متعال را خدمت میکند، و بهعنوان کاهن اعظم، تا ابد او را جلال میدهد؛ و این کار خدمت هرگز تغییر نخواهد کرد. این، ادعای همبرابری در Trinity را برمیدارد.
بنابراین، همهٔ آنچه در بالا آمد ثابت میکند که بنیاد Trinity نادرست است.
A Wheat Class and a Tare Class of Men
در آغاز، اندیشهٔ Trinity ریشه نگرفت؛ اما به سبب فشار پیوستهٔ امپراتور، اسقفان از روی مصلحتجویی موضع خود را به سود موضع امپراتور مصالحه کردند. این باورهای نادرست پیش برده شد، و با گذشت زمان، تعالیم دروغین دیگری پدید آمد، زیرا انسانها میخواستند نقشههای خود را پیش ببرند. در سال ۳۸۱ A.D.، سیصد سال پس از آغاز کلیسای مسیحی، روحالقدس — نفوذ و نیروی مقدس خدا — یک خدا اعلام شد، و dogma مربوط به Trinity توسط گروه Trinitarian در شورای Constantinople ساخته شد. آنان Trinity را سه خدا در یک جوهر تعریف کردند. این تعلیم کتابمقدسی نبود که از آغاز کلیسای مسیحی پذیرفته شده باشد. این ساختهٔ سنت انسانها بود، که از آن زمان تا روزگار ما کلیسا را رنج داده است.
چرا خدا اجازه داد این چیزها رخ دهد؟ در مثل گندم و علف هرز، که در کتابمقدس در متی ۱۳:۲۴-۳۰ و ۳۶-۴۳ یافت میشود، خداوند ما عیسی توضیح داد که این طبقهٔ انسانها، یعنی علفهای هرز، در میان گندم رشد خواهند کرد و مشکل پدید خواهند آورد، زیرا توسط Satan کاشته شدهاند. و این برای مدتی از سوی خدا اجازه داده میشود تا گندم حقیقی — مردمان فروتن خدا — رشد یابند و آزموده شوند. اما نتیجهٔ نهایی این خواهد بود که علفهای هرزِ مغرور و خودبزرگبین از میان طبقهٔ گندم کنده خواهند شد، تا همراه با نظام دروغین پرستشی که بنا کردهاند و میخواهند به بهای انکار حقیقت نگاه دارند، سوزانده شوند.
طبقهٔ حقیقی گندم، که تا مرگ وفادار میماند (مزمور ۸۲:۶،۷)، در دفاع از تعالیم پاک مسیح، در انبار پاداش آسمانی خود گرد آورده خواهد شد تا برای همیشه با مسیح باشد. نظام دروغین پرستش تا زمان سلطهٔ پاپی کاتولیک در روم، در دوران Dark Ages، ادامه یافت. در آن زمان، به سبب نقشهٔ توطئهآمیز و خونریزانهٔ آنان برای کنترل و ثروت در امور انسانها، با هر کسی که با ادعای دروغین آنان مبنی بر اینکه ایشان پادشاهی مسیح بر زمین هستند موافق نبود، رفتاری بسیار هولناک کردند. هر کس میتواند این جنایات تاریخی را با خواندن Foxe’s Book of Martyrs بداند و بررسی کند. این مسیحیان بیگناه، که بهدروغ متهم و توسط آنچه holy inquisition نامیده میشد بازجویی شدند، زندانی، شکنجه و کشته شدند — معمولاً در آتش سوزانده یا با شمشیر کشته میشدند — و در طول Dark Ages بیش از یک میلیون مرد، زن و کودک کشته شدند.
یک نمونه از این فجایع هولناک، که از نظر تاریخی تنها نوک کوه یخ است، در سال ۱۲۰۹ دیده میشود، زمانی که Pope Innocent II کشتار گستردهٔ Albigenses را برانگیخت؛ شهر Béziers گرفته شد و شصت هزار مسیحی، از جمله زنان و کودکان، کشته شدند.
نمونهٔ مکروه دیگری از کار خونریزانهٔ Pope Innocent در سال ۱۲۱۱ یافت میشود، هنگامی که شهروندان شهر Lavaur بیهیچ تمایزی به مرگ سپرده شدند، چهارصد نفر زنده در آتش سوزانده شدند، و سرزمین Languedoc ویران گشت؛ شهرهایش سوخته و ساکنانش با آتش و شمشیر زده شدند. برآورد شده است که در یک روز، صد هزار Albigenses فرو افتادند.
به همهٔ کسانی که در انجام این کار شرورانه، خونریزانه و هولناک یاری رساندند، Papacy بهعنوان پاداش یک گذرنامهٔ دروغین به سوی آسمان داد — بیآنکه از purgatory بگذرند — حال آنکه purgatory هیچ پایهای در هیچ نوشتهای از کتابمقدس ندارد، و بهیقین در نقشهٔ خدا برای بشریت، چنانکه در آن کتاب شگفتانگیزِ کتابها نوشته شده، یافت نمیشود.
نظام Papacy که از Vatican در روم حکومت میکرد، crusades را پدید آورد و کوشید Jerusalem in Israel را فتح و در اختیار گیرد، و از پشتیبانی civil power برخوردار بود — یعنی ازدواج نامشروع church و state. آنان بر همین اساس ادعای نمایندگی خدا را بنا کردند، و با dogma خرافی و ساختهٔ انسان دربارهٔ eternal torment hellfire، همراه با فریب، رشوه و دسیسه، اهداف خود را دنبال کردند. آنان با منع خواندن کتابمقدس، اسقفانشان آن را به pulpits خود زنجیر کردند و آن را در زبان مردهٔ Latin نگاه داشتند، تا همهٔ دیگران نسبت به تعالیم و حقیقت آن در تاریکی بمانند. هر جا کتابمقدس چاپشدهای مییافتند، آن را نیز میسوزاندند تا به دست مردم نرسد.
همین نظام Papacy، یعنی Vatican روم، Pope را یک خدا میداند و او را بهعنوان کسی نگاه میدارد که به جای مسیح، یا بهعنوان vicar مسیح، تا امروز حکومت میکند. این همان چیزی است که رسول پولس آن را انسان گناه نامید، یا اگر دقیقتر ترجمه کنیم، انسان lawlessness — به ۲ تسالونیکیان ۲:۳-۱۲ نگاه کنید — و او آن را بهعنوان طبقهٔ رشدیافتهٔ علفهای هرز نشان میدهد، یک apostate system، که همهٔ کسانی را که با آن پیوند میخورند و حقیقت را در محبت آن نپذیرفتند، گمراه میسازد. (آیات ۱۰-۱۲).
این همان نظامی است که خداوند عیسی، که اکنون حاضر و فرمانرواست و بهعنوان موجودی روحانی بازگشته تا سلطهٔ Satan را بردارد، با نفس دهان خود — یعنی با حقیقت خود — پایان خواهد داد، و با آشکار شدن حضورش بیاثر خواهد ساخت. ما، بهعنوان Bible Students، میدانیم که این نظام Papal dominion، از ۵۳۹ A.D. تا ۱۷۹۹ — دورهای ۱۲۶۰ ساله، همانگونه که دانیال پیامبر در دانیال ۱۲:۷ گفت، time, times, and half a time، که در آن یک time برابر دورهای ۳۶۰ ساله است — در زمان Reformation قدرت پیشین خود را از دست داد، یعنی «پاکسازی sanctuary»، و در سال ۱۸۷۸، Roman Catholic Papacy بهعنوان همان نظام دینی دروغینی که هست شناخته شد.
فرایند پاکسازی سپس به افراد گسترش یافت، و هنوز نیز گسترش مییابد؛ به کسانی که بهوسیلهٔ حقیقت کتابمقدسی خطاهای نهفته در آن نظام، یا در هر یک از daughter systems را که منشأ انسانی دارند و آیینها و تعالیم dogmatic کلیسای Mother — Catholic — church را میپذیرند، تشخیص میدهند. اینان میخواهند از آنها از نظر فکری بیرون آیند و سرانجام از نظر جسمانی نیز بهطور کامل جدا شوند.
هر church بهاصطلاحی که منشأ و تعالیم ساختهٔ انسان دارد و میکوشد خود را راهِ رسیدن به خدا و حیات جاودانی سازد، از دروغ است؛ زیرا تنها مسیح است که راه، حقیقت و حیات است. (یوحنا ۱۱:۲۵؛ ۱۴:۶). هر ادعایی که churches اسمی داشته باشند مبنی بر اینکه denomination آنان دروازهٔ حیات است، حقیقت ندارد. (مکاشفه ۳:۷،۸).
نمونههایی از تعالیم نادرست ساختهٔ انسان
۱. تعلیم hellfire دربارهٔ eternal torment.
۲. تعلیم Trinity.
۳. تعلیم Mass.
۴. تعلیم نامیرایی روح.
خدای قادر مطلقِ اسرائیل و عیسی مسیح با همهٔ مردان و زنانی که ذهنی جستوجوگر دربارهٔ کلام او دارند سخن میگوید، هنگامی که میفرماید: «بیایید تا با هم استدلال کنیم.» (اشعیا ۱:۱۸). و از کلام او بهروشنی میتوانیم بفهمیم که هر که حقیقتاً او را از طریق کلام او و از طریق پسر او عیسی مسیح بجوید، او را خواهد یافت؛ و بهوسیلهٔ آن کلامی که دریافت میکند — پس از آنکه روحالقدس از خدا به او داده شود — کاهن خدای متعال خواهد شد. (۱ پطرس ۲:۹،۱۰).
رسولی که در Pentecost اقتدار خود را مستقیماً از خدا بهوسیلهٔ روحالقدس او دریافت کرد (اعمال ۱:۷،۸؛ ۲:۱-۴)، در ۲ پطرس ۱:۱۷-۲۱ میگوید:
«زیرا هنگامی که قدرت و حضور خداوند ما عیسی مسیح را به شما شناساندیم، از افسانههای ماهرانه ساختهشده پیروی نکردیم، بلکه شاهدان عینی عظمت او بودیم» — onlookers، طبق خوانش بینخطی Emphatic Diaglott — «زیرا او از خدای پدر حرمت و جلال یافت، هنگامی که از Magnificent Glory چنین آوازی به او رسید: “این است پسر محبوب من که از او خشنودم.” و ما این آواز را که از آسمان آمد شنیدیم، هنگامی که با او بر کوه مقدس بودیم. و کلام نبوت برای ما استوارتر است، که نیکو میکنید اگر بدان توجه نمایید، چون چراغی که در جای تاریک میدرخشد، تا روز روشن شود و نور در دلهای شما طلوع کند. نخست این را بدانید که هیچ نبوتِ کتابمقدس از تفسیر خصوصی نیست» — own interpretation, own loosing، طبق خوانش بینخطی Diaglott — «زیرا نبوت هرگز به ارادهٔ انسان نیامد، بلکه انسانها از سوی خدا سخن گفتند، در حالی که بهوسیلهٔ روحالقدس برانگیخته میشدند.»
از آیهٔ کتابمقدسی بالا میتوانیم ببینیم که انسانها توانایی آن را ندارند که همهٔ امور مربوط به حقیقت را بهطور کامل بفهمند، مگر آنکه روحالقدس از سوی خدا به آنان داده شود. (رومیان ۵:۵؛ یوحنا ۳:۲۷). نخست باید به او و به پسر او عیسی مسیح ایمان آورند. (رومیان ۳:۲۲-۳۱). سپس باید برای فهمیدن دعا کنند تا ارادهٔ او را انجام دهند. (امثال ۲۸:۵؛ امثال ۴؛ ۲ تیموتائوس ۲:۷). سپس باید consecration حتی زندگی خود را در پیروی از مسیح انجام دهند. (رومیان ۱:۱۶،۱۷). پس از آن باید در اطاعت از ارادهٔ او راه روند. (اعمال ۵:۵). نه در ارادهٔ dogmas، creeds و traditions باطل انسانها. آنگاه بهوسیلهٔ روحالقدس خوانده میشوند. (افسسیان ۴). آنگاه خدا آنان را در آزمون حیات قرار میدهد، زیرا مسیح اکنون در این جهان شریر حاضر، شایستگی خود را به آنان impute کرده است، با این فرصت که با او در سلطنت هزارسالهٔ او زندگی و فرمانروایی کنند، با این هدف که باقی بشریت را به وضعیتی بازگردانند که Adam در باغ داشت، پیش از آنکه از فیض سقوط کند.
این خواندهشدگان، قدیسان برگزیده، در ردپاهای مسیح راه میروند، بهوسیلهٔ او هدایت میشوند، و در فیض و معرفت رشد میکنند، با «یک گام معرفت و یک گام فیض.» آنان «ستایشهای آن کسی را که شما را از تاریکی به نور شگفتانگیز خود خوانده است» به همهٔ کسانی نشان میدهند که «گوشی برای شنیدن و چشمی برای دیدن» دارند، تا آنکه مسیر خود را در مرگ به پایان رسانند و سخنان خداوند عیسی مسیح را بشنوند: «آفرین، ای غلام نیکو و وفادار!» این همان High Calling خدا و inheritance مقدسان است. (افسسیان ۱:۵؛ ۲). این یعنی بخشی از یک خانواده، یک گروه شخصی نزدیک، پسران خدا شدن (رومیان ۸:۱۴)؛ associate kings و priests با مسیح شدن در Millennial reign او، تا باقی بشریت را به کمال ذهن و اخلاق بالا برند، و همهٔ خانوادههای زمین را که در قبرهای خود هستند از مردگان برخیزانند.
The Penalty and the Ransom
بیایید بار دیگر به هشدار دادهشده به Adam در باغ Eden بنگریم. به او فرمان داده شد که از درخت معرفت نیک و بد نخورد و آن را لمس نکند. خودتان جستوجو کرده بخوانید که مجازات چنین بود: «در روزی که از آن بخوری، هرآینه خواهی مرد.» (پیدایش ۲:۱۷؛ مزمور ۱۴۶:۴). و رسول پولس میگوید: «مزد گناه موت است، اما عطای خدا حیات جاودانی در خداوند ما عیسی مسیح است.» (رومیان ۶:۲۳). و هنگامی که Adam گناه کرد، خدا به او چه گفت؟ خدا فرمود:
«چون سخن زن خود را شنیدی و از آن درخت که تو را امر فرموده، گفتم از آن نخوری، خوردی، زمین به سبب تو ملعون شد؛ تمام روزهای عمرت با رنج از آن خواهی خورد. خار و خس نیز برایت خواهد رویانید، و سبزههای صحرا را خواهی خورد. به عرق پیشانیات نان خواهی خورد، تا به زمین بازگردی، زیرا از آن گرفته شدی؛ چون تو خاک هستی و به خاک بازخواهی گشت.»
(همچنین نگاه کنید به جامعه ۲:۱۴-۱۶؛ ۳:۱۸-۲۰؛ ۹:۲-۱۰).
این تمام لعنت است — لعنت مرگ، Adamic death — که خداوند و استاد ما، عیسی مسیح، آن را خواب نامید، زیرا موقتی است. (متی ۹:۲۴؛ لوقا ۸:۵۲؛ یوحنا ۱۱:۱۱؛ ۱ قرنتیان ۱۵:۲۰). این چگونه ممکن است؟ زیرا هنگامی که خداوند عزیز ما عیسی، زندگی کامل خود، جسم کامل خود را بر صلیب تقدیم کرد، و با ریخته شدن خون کامل خود عدالت کامل خدا را خشنود و برآورده ساخت، Adam و فرزندانِ هنوز زادهنشدهٔ او — یعنی بشریت سقوطکرده — را از لعنت مرگی که به سبب نافرمانی Adam آمد، بازخرید نمود. (اشعیا ۵۳:۱-۱۲؛ مزمور ۵۱:۵).
او — Yahweh خدای قادر مطلق — پسر محبوب خود، عیسی مسیح، را بهعنوان فدیه برای Adam فراهم کرد. (متی ۲۰:۲۸؛ مرقس ۱۰:۴۵؛ ۱ تیموتائوس ۲:۶؛ ایوب ۳۶:۱۷،۱۸). خدا به بشریت پیشنمایی از این امید داد، هنگامی که آن را بهصورت type، یا تصویر، در آمادگی Abraham برای قربانی کردن پسرش Isaac بر کوه Moriah نشان داد؛ هرچند خدا به Abraham اجازه نداد آن قربانی را کامل کند، بلکه پسر او را حفظ کرد، زیرا او نمیتوانست فدیهای کافی برای Adam باشد. معنای عبری Moriah این است: «Yah فراهم خواهد کرد.»
از آنچه گذشت، نافرمانی Adam، مجازات عادلانهٔ آن نافرمانی، و حد آن مجازات را دیدیم — نه بیشتر، یعنی نه eternal torment hellfire؛ و نه کمتر، یعنی نه immortal soul — بلکه مرگ، نابودی، که از آن بهوسیلهٔ خون گرانبهای مسیح بازخرید شدهایم. این خون نخست بر کلیسای او، «کلیسای نخستزادگان» (عبرانیان ۱۲:۲۳)، به کار برده میشود؛ و سپس، هنگامی که همهٔ این قدیسان برگزیده گرد آورده شوند، برکت حیات به باقی بشریت از طریق Israel در پادشاهی مسیح منتقل خواهد شد. (ارمیا ۳۱:۲۷-۴۰).
اکنون، برای ایجاد گناه Adam، Satan به Eve چه گفت؟ Satan گفت: «هرآینه نخواهید مرد!» (پیدایش ۳:۴). این همان دروغی است که تا امروز از طریق تعلیم نامیرایی روح زنده مانده است. (به جامعه ۳:۱۹،۲۰ نگاه کنید). در آن بخش از جامعه، واژهٔ “spirit”، آنجا که گفته میشود spirit به خدایی که آن را داده بازمیگردد، از واژهٔ عبری “ruwach” ترجمه شده است — Strong’s Concordance #7307 — که به معنای “breath” است، یعنی همان “breath of life” نخستین، oxygen، که هنگام آفرینش Adam توسط خدا در بینی او دمیده شد.
Satan کوشید بر نخستین والدین ما و بر بشریت تسلط یابد، و برای رسیدن به هدف خود از سادگی Eve و بیتجربگی Adam بهره گرفت. پدر آسمانی قادر مطلق اجازه داد این رخ دهد تا همهٔ نسل Adam، زشتی و گناهآلودگیِ فوقالعادهٔ گناه را از راه نافرمانی نسبت به ارادهٔ نیکو و کامل خدا ببینند؛ و تا با این معرفت، بر پایهٔ تجربهٔ موروثی سقوطکرده و گناهآلود خود، بتوانند در آینده تصمیم بگیرند. هنگامی که نیکویی پادشاهی مسیح و نتایج بسیار برترِ اطاعت فروتنانه از اقتدار عادلانهٔ او را ببینند، آنگاه با نگاه به گذشته از دیدگاه تجربه، آن را ارج خواهند نهاد. رنجی که بشریت در شش هزار سال گذشته تحمل کرده، درسی خواهد بود که هرگز فراموش نخواهد شد.
در Restitution، هنگامی که همهٔ مردگان از قبر بازگردانده شوند، دلایل کامل آنچه در وجود پیشین خود رنج بردند، از طریق Israel، یعنی blessing nation، به آنان داده خواهد شد. (عبرانیان ۸:۱۱،۱۲). آری، بهوسیلهٔ Christ head and body (رومیان ۶:۳)، یعنی Messiah — Christ و True Church او، ۱۴۴٬۰۰۰ قدیس برگزیده که همراه او Divine Nature را به ارث میبرند (افسسیان ۱:۱۸-۲۳) — و بهوسیلهٔ Israel بهعنوان blessing Nation، برکات New Covenant به سراسر جهان و به سوی همهٔ کسانی که آنها را بجویند، بیرون خواهد رفت. (ارمیا ۳۱:۳۱-۴۰؛ ۳۳:۷-۱۱). و شاید وعدهای را که خدا در پیدایش ۲۲:۱۶-۱۸ به Abraham داد به یاد داشته باشید.
By Their Fruits You Shall Know Them
برگزیدگان خدا، کسانی که روحالقدس را دارند، باید میوههای روح را نشان دهند، که در Galatians 5:22 چنین توصیف شده است: «...محبت، شادی، سلامتی، بردباری، مهربانی، نیکویی، وفاداری، فروتنی، خویشتنداری؛ بر ضد چنین چیزها شریعتی نیست.» و ضد این صفات در اعمال جسم یافت میشود، چنانکه در Anti-Christ دیده میشود؛ زیرا رسول پولس در Galatians 5:13-21 میگوید:
«زیرا شما، ای برادران، به آزادی خوانده شدهاید؛ اما این آزادی را فرصتی برای جسم نسازید، بلکه به محبت یکدیگر را خدمت کنید. زیرا تمام شریعت در یک سخن کامل میشود: همسایهٔ خود را چون خویشتن محبت کن. اما اگر یکدیگر را میگزید و میدرید، مراقب باشید که یکدیگر را هلاک نکنید. پس میگویم: به روح رفتار کنید، و خواهش جسم را بهجا نخواهید آورد. زیرا جسم بر ضد روح خواهش میکند، و روح بر ضد جسم؛ این دو با یکدیگر مخالفاند، تا آنچه میخواهید انجام ندهید. اما اگر بهوسیلهٔ روح هدایت میشوید، زیر شریعت نیستید. اکنون اعمال جسم آشکار است: زنا، ناپاکی، بیعفتی، بتپرستی، جادوگری، دشمنیها، نزاعها، حسادتها، خشمها، کشمکشها، جداییها، فرقهها، رشکها، مستیها، عیاشیها، و مانند اینها؛ که دربارهٔ آنها پیشاپیش به شما میگویم، همانگونه که پیشتر نیز گفتم، کسانی که چنین کارها میکنند وارث پادشاهی خدا نخواهند شد.»
(همچنین نگاه کنید به رومیان ۲:۱-۱۱؛ ۱ قرنتیان ۳:۱-۹؛ مزمور ۱۰۳:۱-۱۸).
داشتن میوههای روح یعنی داشتن شباهت به مسیح — یعنی شبیه شدن به پسر خدا. (یوحنا ۱:۱۳). ما بهخودیِ خود کاملاً ناتوانیم که به این سطح برسیم، مگر آنکه نخست خود را بهوسیلهٔ عیسی مسیح به خدا تقدیم کنیم و از راه اطاعت از صدای او خوانده شویم؛ و در حالی که برای فهم دعا میکنیم، روحالقدس را از خدا دریافت نماییم. (لوقا ۱۱:۱۳؛ یوحنا ۶:۴۴،۴۵؛ اعمال ۱۱:۱۷؛ رومیان ۵:۵؛ کولسیان ۱:۹-۲۹). پس از ایمان آوردن به مسیح، و از آن پس تقدیم زندگی خود برای پیروی از او، ردای عدالت مسیح بر ما impute میشود و کاستیهای ما را در نظر خدا میپوشاند. (اشعیا ۶۱:۱۰؛ رومیان ۳:۲۵).
همین ما را، بهعنوان مسیحیان تقدیسشده، قادر میسازد که در راه تنگِ قربانی و انکار نفس گام برداریم، برای saints ministry مسیح، بهعنوان پیروان ردپاهای مسیح، در جستوجوی مسیحگونه شدن. اگر تا مرگ در sacrifice covenant خود وفادار بمانیم (فیلیپیان ۲:۵-۲۱)، با او در بازگرداندن ذهن، اخلاق و کمالِ باقی بشریت شریک خواهیم شد — همهٔ کسانی که در آن زمان willing and obedient خواهند بود — بر Highway of Holiness (اشعیا ۳۵:۱-۱۰)، در پادشاهی مسیح بر زمین.
پس از آنکه مسیر خود را با وفاداری به پایان رساندیم، اگر از سوی خدا برگزیده شویم، تغییر خود را به زندگی روحانی در Divine Plane of existence دریافت خواهیم کرد، بهعنوان بخشی از ۱۴۴٬۰۰۰ برگزیده و گرانبهای پدر آسمانی ما YAHWEH، و بدن پسر او عیسی مسیح را در قیامت نخست، بهعنوان joint heirs، تشکیل خواهیم داد.
پس این همان High Calling است — دعوت به پسران خدا شدن (Galatians 4:26؛ Ephesians 1:5) — برای کسانی که از راه ایمان راستدلانهٔ خود به مسیح و شهادت او، فرصت داده شدهاند تا بخشی از Church of the Firstborns شوند. این دعوت اکنون به کسانی داده میشود که زندگی خود را در خدمت Christ the head و little flock، یعنی body او، خواهند نهاد، همانگونه که رسول پولس در Romans 12:1-2 میگوید:
«پس ای برادران، شما را به رحمتهای خدا التماس میکنم که بدنهای خود را قربانی زنده، مقدس و پسندیدهٔ خدا تقدیم کنید، که عبادت معقول شماست. و همشکل این عصر مشوید، بلکه به تازه شدن ذهن خود دگرگون شوید، تا تشخیص دهید ارادهٔ خدا چیست — آنچه نیکو، پسندیده و کامل است.»
این خودقربانی کردن برای خدا در مسیح — نهادن زندگی در خدمت، رشد در فیض و معرفت، یک گام معرفت و یک گام فیض، آموختن نقشههای مقدس خدا و خدمت به قوم او — برای این است که آنان کاهنان اعظمِ همدل و دلسوز شوند، تا به باقی بشریت کمک کنند از Highway of Holiness بالا روند، در پادشاهی مسیح که بهزودی برقرار میشود، یعنی Millennial Kingdom. (افسسیان ۲:۱-۲۲؛ کولسیان ۱:۱-۲۹؛ ۲:۱-۱۵).
The Two Salvations
بسیاری نمیدانند که در عیسی مسیح دو نوع نجات وجود دارد. نظام کلیسای اسمی این تعلیم را نمیآموزد، با آنکه این تعلیم بهروشنی در کتابمقدس آموخته شده است. خدا به Abraham گفت که نسل او «مانند ستارگان آسمان و مانند ریگ کنار دریا» خواهد بود. این به دو طبیعت اشاره میکند — یکی آسمانی و یکی زمینی.
نجات در عیسی مسیح نیز چنین است. نخست، قیامت قدیسان به پاداش آسمانی آنان است، تا همراه او بهعنوان «عروس مسیح» joint-heirs زمین شوند. و پس از آن قیامت همهٔ انسانهایی که هرگز زیستهاند، از قبر، و کامل شدن همه بر زمین بهوسیلهٔ پزشک بزرگ — Christ Head and body، یعنی Christ و ۱۴۴٬۰۰۰ قدیس برگزیده.
در پیدایش ۲۲:۱۶-۱۸ چنین میخوانیم:
۱۶ و گفت: «به ذات خود سوگند یاد کردهام، Yahweh میگوید، چون این کار را کردی و پسر خود، یگانهٔ خود را دریغ نداشتی، ۱۷ هرآینه تو را بسیار برکت خواهم داد، و نسل تو را مانند ستارگان آسمان و مانند ریگ کنار دریا بسیار خواهم افزود؛ و نسل تو دروازهٔ دشمنان خود را تصرف خواهد کرد. ۱۸ و در نسل تو همهٔ امتهای زمین برکت خواهند یافت، زیرا آواز مرا اطاعت کردی.»
عیسی مسیح به Nicodemus گفت: «آنچه روح است، روح است؛ و آنچه جسم است، جسم است.» این چه چیزی را نشان میدهد؟ ما پیشتر از کتابمقدس میدانیم که موجودات روحانی وجود دارند که angels نامیده میشوند. میدانیم که انسان flesh است و living soul. آنچه انسانها در آن آشفتگی ایجاد کردهاند، تعلیم دروغین این است که انسان دارای immortal soul است. کتابمقدس پر از آیاتی است که این اندیشه را رد میکنند، اندیشهای که در نظام کلیسایی اسمی آموخته میشود. یکی از چنین آیات، از روزگاران بسیار پیش در Ecclesiastes 3:19 یافت میشود، که میگوید:
«زیرا سرنوشت پسران انسان و سرنوشت حیوانات یکی است.» تأکید از من است. «چنانکه یکی میمیرد، دیگری نیز چنین میمیرد؛ آری، همه یک breath دارند، و انسان بر حیوان برتری ندارد، زیرا همه بطالت است.»
آیا میبینید اینجا چه گفته میشود؟ به نظر میرسد حتی در روزگار King Solomon نیز این اندیشه وجود داشت که انسان پس از مرگ زنده میماند، و این پادشاه حکیم خواست آن را در این متن رد کند؛ متنی که از Yahweh خدا بهوسیلهٔ Logos، messenger خدا، به او داده شد. Solomon برای راهنمایی قوم Israel درخواست wisdom کرده بود، و Yahweh خدا آن را بهفراوانی به او داد. بنابراین، از این نقلقول کتابمقدسی بهروشنی میتوانیم ببینیم که هنگامی که انسان میمیرد، زندگی و آگاهی او کاملاً خاموش میشود، درست مانند حیوان صحرا که هنگام مرگ خاموش میگردد. و او به خاکی بازمیگردد که از آن گرفته شده بود، چنانکه در پیدایش ۳:۱۹ نوشته شده است: «زیرا تو خاک هستی و به خاک بازخواهی گشت.» آیا خدا به Adam دروغ گفت؟ آیا چیزی متفاوت از آنچه در آیهٔ پیشین نوشته شده، گفت یا انجام داد؟ بهیقین نه. Adam مرد و در قبر است، بدون هیچ conscious condition of separation یا هیچگونه suffering.
و دربارهٔ این چیزی که مرگ نامیده میشود و همه با آن روبهرو هستیم، چه نوشته شده است؛ در حالی که برخی تصور کردهاند و از روی نادانی یا تکبر، بهغلط آموختهاند که انسان با این حال به نوعی otherworldly یا ephemeral void، یا به realmی از مجازات یا پاکسازی گناه منتقل میشود؟ کتابمقدس در Job 3:17-19 بهروشنی میگوید:
«آنجا» — در مرگ، نگاه کنید به Job 3:11 — «شریران از آشوب بازمیایستند، و خستگان در آنجا آرام مییابند.» تأکید از من است. «اسیران با هم در آرامیاند؛ صدای taskmaster را نمیشنوند. کوچک و بزرگ در آنجا هستند، و غلام از آقای خود آزاد است.»
اگر تمام زمینهٔ این فصل از Job را بخوانید، خواهید دید که او آرزوی مرگ داشت تا از رنجهای خود آسوده شود. Job میدانست مرگ چیست — پایان conscious thought — و اینکه suffering او پایان خواهد یافت. او همچنین مشتاق صبح resurrection بود.
در Acts 24:15 نوشته شده است: «بهیقین قیامتی برای عادلان و ناعادلان خواهد بود.» و بار دیگر، انسانها این اندیشه را گرفته و بهغلط آموختهاند که انسانهای برخاستهشده فوراً در برابر White Throne قرار میگیرند تا داوری شوند و یا به Heaven فرستاده شوند یا به eternal torment در Hell-fire. این اندیشهٔ نادرست از بدفهمی کتاب Revelation آمده است، که تمام Gospel Age و سپس Millennial reign مسیح را در symbolic language نشان میدهد؛ و نیز از بدعتهای Hell-fire of torment و immortal soul، که فرض میکنند انسان پس از مرگ ادامه مییابد و در حقیقت نمیمیرد — همان دروغ نخستین Satan به Eve.
کتابمقدس چیزی کاملاً متفاوت میگوید و برقرار میکند، چنانکه دربارهٔ Yahweh خدا نوشته شده است: «زیرا او نیازی ندارد دربارهٔ انسان بیشتر تأمل کند تا او برای داوری نزد خدا برود.» (Job 34:23). آیهٔ دیگری که شایستهٔ بررسی است Revelation 14:13 است: «اعمالشان از پی آنان میرود.» این آیه نشان میدهد که داوری قدیسانی که شایسته یافت میشوند پیش از مرگ آنان انجام میشود، و کار آنان در زندگی روحانی که پاداش وفاداری تا مرگ است، ادامه مییابد. بهراستی در Revelation، و از Ephesus تا Laodicea، در میان churches گوناگون، خداوند پیوسته کسانی را داوری میکند که از آنِ او خواهند بود یا به second death افکنده خواهند شد.
بنابراین خدا نیازی به مکان یا زمانی ندارد تا اعمال انسانها را به یاد آورد یا بازیابی کند، زیرا او آن اعمال را از پیش میداند و داوری کرده است. همچنین نیازی ندارد در چنین صحنهای دربارهٔ اعمال گذشتهٔ انسانها تأمل کند. بلکه او طبق نقشهٔ رحیمانهٔ خود مکانی آماده کرده است که در آن آنان نسبت به wrongdoing خود محکوم و اصلاح شوند، و زمانی به آنان داده شود تا خود را اصلاح کنند، تا اینکه خدا را «با تمام دل و ذهن خود، و همسایهٔ خود را چون خویشتن» محبت کنند، در فرایند resurrection که در طول Messianic reign مسیح خواهد آمد.
آن مکان همین زمین خواهد بود، و آنان بار دیگر flesh and blood mankind خواهند بود. به هر انسان، بهصورت نبوی، 100 years of grace داده شده است تا با نقشهٔ خدا به harmony برسد. (Isaiah 65:18-25).
در پایان Millennial Kingdom مسیح، در دورهٔ “Little Season”، داوری نهایی perfected mankind خواهد بود، که در آن کسانی که در heart sympathy و obedience نسبت به arrangements خدا یافت نشوند، قطع خواهند شد. Satan آخرین دورهٔ خود را خواهد داشت، هنگامی که آزاد میشود تا کسانی آشکار شوند که ترجیح میدهند در harmony با control agenda او بمانند. (Revelation 20:3). و اینان سرانجام همراه او قطع خواهند شد.
کسانی از بشریت که اکنون consecrated followers عیسی مسیح و saints of light هستند، و میخواهند در این age با righteous زندگی کنند، با robe of righteousness مسیح پوشانده شدهاند. با این حال، اگر خطا کنند، اکنون داوری میشوند و یا اصلاح میگردند یا به eternal death، Second Death، Gehenna محکوم میشوند.
کسانی که “over-comers” این age هستند (Revelation 2:7؛ 2:11؛ 2:26؛ 3:5؛ 3:12؛ 3:21)، نیز با Christ بهعنوان Divine spirit beings، بهعنوان joint-heirs او، سلطنت خواهند کرد و در resurrection process برای بازگرداندن wicked race of mankind به کمالی که در باغ Eden از دست رفت، یاری خواهند نمود. همانگونه که در Job 36:7-12 نوشته شده است، جایی که دربارهٔ کسانی که خدا reward و chastise میکند نبوت شده است:
«چشمان خود را از عادلان برنمیدارد، بلکه آنان را با پادشاهان بر تخت مینشاند تا ابد، و آنان بلند میشوند. و اگر در زنجیرها بسته باشند و در بندهای رنج گرفتار شوند، آنگاه کارشان و تقصیرهایشان را به آنان نشان میدهد، که از روی غرور عمل کردهاند؛ و گوش آنان را برای تعلیم میگشاید، و فرمان میدهد از شرارت بازگردند. اگر بشنوند و او را خدمت کنند، روزهای خود را در prosperity و سالهای خود را در pleasures به پایان خواهند برد. اما اگر نشنوند، با شمشیر هلاک خواهند شد و بیمعرفت خواهند مرد.»
«زیرا برای همین نیز زحمت میکشیم و ملامت را تحمل میکنیم، چون امید خود را بر خدای زنده نهادهایم، که نجاتدهندهٔ همهٔ انسانهاست، بهویژه آنان که ایمان دارند.» (1 Timothy 4:10؛ John 1:12؛ 5:24).
واژهٔ «بهویژه» در این آیه چه معنا دارد؟ این به نجاتی ویژه اشاره میکند — یک spirit birth، در plane of existence بالاتر، gift مربوط به Divine Nature.
این نجاتیافتگانِ ویژه، در سراسر Gospel Age، امتیاز بزرگ خدمت در Ministry of Reconciliation را داشتهاند (نگاه کنید به 2 Corinthians 5:18-21 و Isaiah 61:1,2)، تا انسانها را با یگانه خدای حقیقی آشتی دهند، با توضیح شخصیت محبتآمیز، مهربان و رحیم او، همانگونه که Christ انجام داد، و benevolent Plan of the Ages او را برای ALL mankind بهوسیلهٔ خداوند ما عیسی مسیح، پسر محبوب او، برای کسانی توضیح دهند که «گوشی برای شنیدن و چشمی برای دیدن» دارند. و آنان brokenhearted را میبندند، کسانی را که grief، pain، suffering و loss عزیزان خود را به سبب دشمن بزرگ بشریت، death، تحمل کردهاند، همانگونه که خداوند عزیز ما Jesus هنگامی که بر زمین بود، آن را توضیح داد. (John 1:18؛ 5:19).
و در خدمت قوم خداوند، با دلهای فروتن، کوشیدهاند آنان را uplift، edify، admonish و faith ایشان را strengthen کنند، با هر عمل و هر سخن ما — و ما باید در برابر خدا فروتن باشیم، زیرا هرچه میدانیم freely از او در Christ به ما داده شده است، با trust اینکه مطابق آن trust درست عمل کنیم — باید ستایشهای آن کسی را نشان دهیم «که ما را از darkness به marvelous light خود خوانده است»، بهگونهای زندگی کنیم که بدانیم نقشهٔ مقدس، رحیم، محبتآمیز، آمرزنده، همهشمول و benevolent Plan of the Ages او برای تمام بشریت است، و چهار attributes او — Love، Wisdom، Justice و Power — همه برابر و در perfect balance هستند.
پس اکنون که از Holy Scripture ثابت کردیم چه کسانی باید بهدرستی ministers of the Holy Truths خدا شمرده شوند، میتوانیم به توضیح ضدّ این پیروان فروتن مسیح بپردازیم.
The Anti-Christ, the False System of Religion, and Those Who Support It
بهطور خلاصه، ضدّ مسیح هر تعلیم ساختهٔ انسان است که ارزش فدیهای خون گرانبهای عیسی مسیح را برای تمام بشریت انکار کند — از Adam و Eve گرفته تا ما و فرزندانمان، خواه از نظر شخصیت نیک باشند خواه بد — زیرا نوشته شده است: «بهیقین قیامتی برای عادلان و ناعادلان خواهد بود.» (اعمال ۲۴:۱۵؛ یوحنا ۵:۲۸،۲۹). و نیز: «...همهٔ ما طبعاً فرزندان غضب بودیم.» (افسسیان ۲:۳).
پس، «هیچکس نیکویی نمیکند، حتی یک نفر.» (مزمور ۱۴:۲-۷). و، «همه گناه کردهاند و از جلال خدا قاصرند.» (رومیان ۳:۲۱-۲۶).
ضدّ مسیح همچنین هر نظام ساختهٔ انسان است که با غصب اقتدار مسیح، خود را تنها وسیلهای قرار دهد که بشریت بتواند از طریق آن به خدا نزدیک شود و نجاتی را به دست آورد که تنها در مسیح یافت میشود؛ برخلاف آنچه در یوحنا ۱۴:۶ نوشته شده است:
«عیسی به او گفت: من راه و راستی و حیات هستم؛ هیچکس نزد پدر نمیآید مگر بهوسیلهٔ من.»
رسول یوحنا در ۱ یوحنا ۲:۲۲ بیشتر توضیح داد: «دروغگو کیست جز آن که انکار میکند عیسی همان مسحشده است؟ این است ضدّ مسیح، آن که پدر و پسر را انکار میکند.» با این همه، این نظامها را در کلیساهای اسمی میبینیم، که Papacy را سر خود دارند، و Pope را پدر خود — زیرا “Pope” به معنای “Holy Father” است — و Catholic Church را مادر خود، که اخیراً بار دیگر آشکارا اعلام کرده است که «تنها کلیسای حقیقی» است، در حالی که همچنان به سنتها و creeds انسانها، مانند Mass و تعلیم دروغین transubstantiation، چسبیده است، نه به حقیقت خدا. (۱ یوحنا ۴:۶). آن حقیقت، عادل شمرده شدن بهوسیلهٔ ایمان را تعلیم میدهد.
این نظام پرستشِ ساختهٔ انسان بر اتحاد ممنوع church و state بنا شده است — churchianity اسمی که بهوسیلهٔ civil power پشتیبانی میشود — چیزی که مسیح هرگز اجازه نداد، او که گفت: «پادشاهی من از این جهان نیست.» (یوحنا ۱۸:۳۶). این نظام از روزگار Emperor Constantine شکل پرستش خود را بر بشریت تحمیل کرد. این نظام خدای حقیقی آسمان و زمین را نمیپرستد و جلال نمیدهد، بلکه تصویری دروغین را میپرستد که انسانها آن را بنا کردهاند.
هنگامی که Satan خداوند عزیز ما عیسی را در بیابان آزمایش کرد، یکی از وسوسهها این بود که با او و با پادشاهیهای این جهان متحد شود، تا نتایجی را که میخواست به دست آورد. این واقعه در متی ۴:۸-۱۰ ثبت شده است.
میخوانیم: «باز دشمن/مدعی — Satan — مسیح را بر کوهی بسیار بلند برد و همهٔ پادشاهیهای جهان و جلال آنها را به او نشان داد، و به او گفت: “همهٔ اینها را به تو خواهم داد، اگر افتاده مرا پرستش کنی.” آنگاه عیسی به او گفت: “دور شو از من، ای دشمن؛ زیرا نوشته شده است: خداوند خدای خود را پرستش کن، و تنها او را خدمت نما.”»
مسیح در این وسوسه نیفتاد؛ اما انسانهای دنیوی و جاهطلب افتادند. بدینگونه اتحاد ممنوع church و state آغاز شد — سوءاستفادهٔ نظام دروغین کلیسا از قدرت موقتی پادشاهیها و حکومتهای این جهان، برای آنکه همه را زیر سلطهٔ خود آورد. انسانهای بیخدا و ناعادل بر میراث خدا و بر همنوعان خود سلطه یافتند تا خود را در داراییها و مقامهای زمینی ثروتمند سازند، نه در امور خدا و نه در روح او.
مسیح دربارهٔ چنین انسانهایی در متی ۱۱:۱۲ گفت: «از روزهای یحیای تعمیددهنده تا اکنون، پادشاهی آسمان خشونت میبیند، و انسانهای خشن آن را برای خود میربایند.» Marginal reading, NAS Bible. این همان وضعیتی است که در dogmas کنترلگر نظامهای کلیسایی اسمی بر تودهها یافت میشود.
Mystery Babylon the Great, Mother of Harlots
در کتاب مکاشفه شهادتی هست که نشان میدهد Babylon کیست، و توصیف آن با نظامی که پیشتر توضیح دادیم مطابقت دارد. نظام دینی Roman Catholic با civil powers همدستی کرد، یا وارد اتحادی ممنوع شد. خداوند ما عیسی هرگز به هیچ انسانی تعلیم نداد چنین کاری انجام دهد. قدیسان او هرگز ایمان خود به Yahweh خدا را — او که یگانه فراهمکنندهٔ رشد آنان در فیض و معرفت است — با هیچ secular power ساختهٔ انسان سازش نخواهند داد. بنابراین آشکار است که نظام حکومت Papal و همهٔ ادعاهایش دربارهٔ اقتدار از سوی خدا، دروغین است. این نظام قدیسان حقیقی عیسی مسیح و Yahweh خدا را تا مرگ جفا داد.
مکاشفه ۱۷:۱-۶
۱۷ «و یکی از آن هفت فرشته که هفت کاسه را داشتند آمد و با من سخن گفت و گفت: بیا تا داوری فاحشهٔ بزرگ را که بر آبهای بسیار نشسته است به تو نشان دهم؛ ۲ که پادشاهان زمین با او زنا کردند، و ساکنان زمین از شراب زنای او مست شدند. ۳ و مرا در روح به بیابان برد؛ و زنی را دیدم که بر وحشی سرخ نشسته بود، پر از نامهای کفر، و دارای هفت سر و ده شاخ. ۴ و آن زن جامهٔ ارغوانی و سرخ پوشیده بود، و به طلا و سنگهای گرانبها و مروارید آراسته بود؛ و در دست خود جامی زرین داشت، پر از مکروهات و ناپاکیهای زنای خود. ۵ و بر پیشانی او نامی نوشته شده بود، رازی: “بابل عظیم، مادر فاحشهها و مکروهات زمین.” ۶ و آن زن را دیدم که از خون قدیسان و از خون شاهدان عیسی مست بود. و چون او را دیدم، بسیار شگفتزده شدم.»
خدا گفت: «...جز من نجاتدهندهای نیست.» (هوشع ۱۳:۴).
نام عبری عیسی مسیح Yahshua the Messiah است، که معنایش «Yahweh نجاتدهنده است» میباشد. و باز، بهوسیلهٔ یکی از پیامبران یا آموزگاران خدا، او فرمود: «هیچ انسانی به هیچ وجه نمیتواند برادر خود را بازخرید کند، یا فدیهای برای او به خدا بدهد.» (مزمور ۴۹:۷-۲۰)، زیرا بشریت سقوطکرده و ناکامل است. اما حکمت، پیشدانی و رحمت Yahweh خدا عظیم است، زیرا خود خدا از «پیش از بنیاد جهان» فدیهای برای همه فراهم کرده بود (۱ پطرس ۱:۱۹،۲۰؛ مکاشفه ۱۳:۸،۹)، و بدینگونه پسر یگانهٔ خود را فرستاد تا در زمان مناسب بر صلیب بمیرد. (۱ یوحنا ۴:۱۰-۲۱؛ ۵:۱-۶،۹-۲۱). بدینسان او تمام بشریت را از مرگی که در Adam است — Adamic death — بازخرید کرد، با پرداخت بهای لازم: «یک زندگی کامل برای یک زندگی کامل.»
«زیرا چون مرگ بهوسیلهٔ انسان آمد، قیامت مردگان نیز بهوسیلهٔ انسان آمد؛ زیرا همانگونه که در Adam همه میمیرند، در Christ نیز همه زنده خواهند شد.» (۱ قرنتیان ۱۵:۲۱،۲۲؛ هوشع ۱۳،۱۴؛ اشعیا ۵۳:۱-۱۲). «و همانگونه که بهوسیلهٔ یک انسان گناه وارد جهان شد» — Adam، که در او همه گناه کردند — «و بهوسیلهٔ گناه، مرگ، و بدینگونه مرگ به همهٔ انسانها سرایت کرد...» پس «همانگونه که بهوسیلهٔ یک خطا داوری بر همهٔ انسانها برای محکومیت آمد، همانگونه بهوسیلهٔ یک عمل عادلانه داوری بر همهٔ انسانها برای عادلشمردگیِ حیات آمد.» (رومیان ۵:۱۸). «زیرا هنگامی که ما هنوز ناتوان بودیم، Christ در زمان مناسب برای بیخدایان مرد.» (رومیان ۵:۶).
پس میبینیم که خدا، در رحمت خود، «همه را در نافرمانی بسته است تا بر همه رحمت کند» — بهوسیلهٔ Christ Jesus. (رومیان ۱۱:۳۰-۳۶). این مراجع کتابمقدسی باید بهروشنی نشان دهند که قربانی Christ، که یک بار برای همه تقدیم شد، عدالت خدا و要求 مقدس او را برآورده ساخت، و نیازی به تکرار ندارد، و هرگز تکرار نخواهد شد، و قطعاً بهوسیلهٔ انسانهای ناکامل تکرار نخواهد شد. (مزمور ۴۹:۷-۲۰). به یاد داشته باشید، نام دیگری زیر آسمان در میان انسانها داده نشده است که بهوسیلهٔ آن باید نجات یابیم. (اعمال ۴:۱۲). لازم نیست برای نزدیک شدن به خدا در هیچ denominational church با هر نامی حضور یابیم. تنها Christ «راه، حقیقت و حیات» است. عضویت در یک denomination تضمین نجات نیست. پیروی از Christ چنین است. (اعمال ۱۰:۴۳).
Times and Seasons
کتابمقدس حقیقت را به شیوهای مستقیم و روشن بیان میکند. انسانها هستند که آن را پیچیده و تیره میسازند. (۲ قرنتیان ۲:۱۷). چگونه؟ با کاربرد نادرست، به سبب فهم نادرست، از بخشهای گوناگون آن دربارهٔ زمانها، نشانهها و نمادها، و با تلاش نادانانه برای جا دادن آن در تصورات از پیشساختهٔ خود. اما خدا هر چیز را در زمان مناسبش زیبا ساخته است. (جامعه ۳:۱-۹،۱۱).
اگر بخواهید حقیقت دربارهٔ چیزی را بدانید، آیا بهتر نیست به سرچشمه بروید؟ اگر بخواهیم ذهن خدا را بشناسیم، باید در دعا نزد او برویم، در نام مسیح فهم بطلبیم، و سپس با مطالعهٔ پیوسته نزد کلام او برویم، و به خدا نشان دهیم که بهراستی میل داریم حقیقت را بشناسیم.
«بکوش خود را نزد خدا پذیرفته نشان دهی، کارگری که نیازی به شرمساری ندارد، و کلام حقیقت را درست تقسیم میکند.»
«زیرا کلام خدا از هر شمشیر دودَم برندهتر است...»
(۲ تیموتائوس ۲:۱۵؛ عبرانیان ۴:۱۲،۱۳).
این آیات کتابمقدس ضرورت مطالعهٔ پیوسته و کوشای کتابمقدس را نشان میدهند، تا فهم درست از زمانها و موسمهایی که در نبوتها نشان داده شدهاند به دست آید، مانند آنچه در کتاب دانیال یافت میشود، و بهوسیلهٔ خداوند ما و رسولان او. آنگاه خدای قادر مطلق شما را با معرفت به حقایق خود، چنانکه در کتابمقدس یافت میشوند، برکت خواهد داد؛ زیرا او میداند آیا ما بهراستی در پی شناختن او هستیم، یا تنها وانمود میکنیم ارادهٔ او را انجام میدهیم در حالی که در حقیقت فقط ارادهٔ خود را انجام میدهیم. (جامعه ۱:۱۳؛ غلاطیان ۶:۷؛ مزمور ۹۴:۹).
The Gift of God
به کسانی که امروز به مسیح ایمان دارند (رومیان ۱۵:۱۲،۱۳؛ اعمال ۱۵:۷-۹)، در این زمان حاضر، هنگامی که اعتماد و ایمان به کلام مطمئنِ شهادت او لازم است (یوحنا ۶:۴۴-۴۶)، و نیز ایمان به وعدههای پدر آسمانی او؛ و به کسانی که آمادهاند زندگی خود را در خدمت مسیح بنهند، و منافع او را بر خلاف جریان این جهان شریر حاضر خدمت کنند (رومیان ۱۲:۱-۲۱؛ ۱۳:۸-۱۴)، که Satan خدای آن است — به آنان عطای طبیعت مقدس، یعنی Divine Nature، داده میشود.
و به بیخدایان، نادانان، یا بیایمانان، قیامت زمینیِ داوری میرسد، یعنی آزمون و امتحانی برای حیات. (یوحنا ۵:۲۹). آنگاه خدا روح خود را بر همهٔ بشر خواهد ریخت، و «همه او را خواهند شناخت، از کوچکترین تا بزرگترین آنان»، و حتی انسان نادانی که بر آن راه گام میزند در آن گمراه نخواهد شد، به سبب ریخته شدن روحالقدس بر آنان.
آنگاه جهان بشریت با عدالت بهوسیلهٔ خداوند عیسی مسیح و قدیسان او داوری خواهد شد. (مزمور ۹:۸؛ ۹۶:۱۰-۱۳؛ ۹۸:۱-۹؛ اشعیا ۳۵:۱-۱۰؛ ۴۰:۱-۸). تنها نافرمانان عمدی، در هر age، همراه با Satan و فرشتگانش در Lake of Fire نابود خواهند شد (مکاشفه ۲۰:۱۰)، آتش Gehenna (متی ۵:۲۲)، مرگ ابدی که هیچ امید بازگشتی از آن نیست. اما در رحمت خدا، هیچکس در آنجا تا ابد رنج نخواهد کشید، چنانکه کتابمقدس نشان میدهد:
«میان صبح و شام خرد میشوند؛ بینجاتدهنده، بهکلی نابود میگردند.»
(ایوب ۴:۱۹).
و در مزمور ۱۴۶:۴:
«روح او بیرون میرود؛ به خاک خود بازمیگردد؛ در همان روز افکار او نابود میشود.»
باز هم، واژهٔ “spirit” که در این آیهٔ کتابمقدس یافت میشود، از واژهٔ عبری ruwach ترجمه شده است — Strong’s Concordance #7307 — که به معنای breath است، همان breath of life نخستین، oxygen، که خدا هنگام آفرینش Adam در بینی او دمید. (پیدایش ۱:۲؛ ۲:۷؛ ایوب ۲۷:۳؛ ۳۴:۱۴،۱۵).
اندیشهٔ eternal torment از مراجع کتابمقدسی گرفته شده است که اگر بهدرستی بررسی و با تمام کتابمقدس هماهنگ نشوند، اندیشهای نادرست دربارهٔ ماهیت لعنت موقت Adamic death ایجاد میکنند؛ لعنتی که همه به سبب قربانی فدیهای مسیح بر صلیب از آن نجات خواهند یافت؛ و نیز دربارهٔ مرگ ابدی، یا second death، که هیچکس از آن نجات نخواهد یافت، زیرا پس از آنکه خدا آنان را از Adamic death نجات داد و به فهم آگاهانهٔ نقشهٔ خدا برای تمام بشریت رساند، نیکویی خدا در مسیح را خوار شمردند.
واژهای که در مکاشفه ۲۰:۱۲ به “torment” یا «عذاب» ترجمه شده است، از واژهٔ یونانی basanos میآید — Strong’s Concordance Greek Dictionary #931 — که معنایش رفتن به زیر است؛ و از واژهٔ یونانی دیگری گرفته شده است — Strong’s #939 — که معنایش “base” است، مانند سنگ محک، یادآوریای از فرومایگی شرارت.
یاد آن نظامهای انسانی برای تمام بشریت یادآور ژرفای پستیِ انسانهای بیاصل و بیپرنسیپ خواهد بود، که در غرور دل خود ارادهٔ خدا را فراموش کردند و آن را با ارادهٔ خود جایگزین ساختند. (اشعیا ۲:۸-۲۲). همین امر دربارهٔ Israel نیز رخ داد، هنگامی که آنان زمان visitation خود بهوسیلهٔ مسیح را نشناختند، با آنکه این امر در نبوت اعلام شده بود و آنان در انتظارش بودند. با چنین یادآوری، خواهند توانست از تأثیر آلودهکنندهٔ راهی که آن انسانها برگزیدند پرهیز کنند. (۲ تسالونیکیان ۲).
در مکاشفه ۲۱:۱۴ میبینیم که Death و Hades هر دو در Lake of Fire افکنده میشوند. این چگونه ممکن است؟ مگر مرگ یک وضعیت، یک لعنت نیست؟ مگر Hades مکانی نیست که برخی آن را خودِ جهنم میپندارند؟ چگونه این آیات را با مراجع کتابمقدسی پیشین هماهنگ میکنیم؟ چگونه از reason خود استفاده کنیم تا اندیشهٔ درست را به دست آوریم؟
تنها نتیجهٔ درست که میتوانیم به آن برسیم این است: Lake of Fire به آتش Gehenna اشاره دارد، به second death، به نابودی کامل، به محو کامل گناه و شریران اصلاحناپذیر. (۲ تسالونیکیان ۱:۶-۹).
Expectation
مردم امروز، در این زمانِ Gospel Age، در انتظار بازگشت مسیح هستند. آنچه بیشتر مردم از شهادت کتابمقدس دربارهٔ بازگشت خداوند و استاد ما نمیبینند، خودِ سخنان اوست در پاسخ به پرسش شاگردانش:
«نشانههای حضور تو چه خواهد بود» — ترجمهشده از واژهٔ یونانی عهد جدید parousia، که به معنای “coming” نیست، چنانکه انسانهایی که معنای آن را برای سود خود پنهان میکنند بهغلط ترجمه کردهاند، بلکه به معنای “presence”، یعنی حضور است؛ Strong’s Greek Dictionary #3952، مانند «اینجا حاضر»، «در دسترس»، «اکنون»، «زمان حاضر»؛ و این کلیدی بسیار مهم از معرفت است — «و نشانهٔ پایان عصر چیست؟» (متی ۲۴:۳).
پس از آنکه خداوند ما عیسی بسیاری از رنجهای اندک قدیسان و جفاهای آنان را در این جهان تاریک، شریر و فریبنده که در آن زندگی میکنیم توضیح داد، در متی ۲۴:۲۷ گفت:
«...زیرا همانگونه که برق» — واژهٔ یونانی برای lightning، astrape است، به معنای “bright shining”، یعنی درخشندگیِ روشن — «از مشرق بیرون آمده تا مغرب میدرخشد، حضورِ» — باز همان واژهٔ یونانی عهد جدید برای “presence”، یعنی حضور — «پسر انسان نیز چنین خواهد بود.»
این، اگر درست ترجمه شود، دلیلی روشن است که خداوند ما بازگشته است، در حالی که جهان بهطور کلی از حضور او آگاه نیست. خداوند ما عیسی، هنگامی که بهعنوان موجودی روحانی رفت، بهوسیلهٔ فرشتگان به اندک شاگردان وفادار خود نشان داد که مسیح بهعنوان موجودی روحانی بازخواهد گشت (اعمال ۱:۱۱)، برای همه نادیدنی، جز برای کسانی که چشمانشان بهوسیلهٔ حقیقت، یعنی بدن حقیقت، به روی او گشوده شده است (متی ۲۴:۲۸)، و گوشهایشان به پیام او گشوده است (متی ۲۴:۳۱)، بهوسیلهٔ روحالقدس خدا؛ زیرا پادشاهی خدا «با مشاهدهٔ ظاهری نمیآید.» (لوقا ۱۷:۲۰،۲۱).
در متی ۲۴:۳۷، خداوند ما بار دیگر گفت:
«زیرا همانگونه که در روزهای Noe بود، حضورِ» — باز از واژهٔ یونانی parousia — «پسر انسان نیز چنین خواهد بود.»
و در لوقا ۱۷:۲۶:
«همانگونه که در روزهای Noe واقع شد، در روزهای پسر انسان نیز چنین خواهد بود.»
سپس در متی ۲۴:۳۸،۳۹، خداوند ما عیسی بیشتر توضیح داد و گفت:
«زیرا همانگونه که در روزهای پیش از طوفان، میخوردند و مینوشیدند، ازدواج میکردند و به ازدواج داده میشدند، تا روزی که Noe داخل کشتی شد» — شایان توجه است که از میان تودهٔ مردم، جز خانوادهٔ او، هیچکس پیام Noe را باور نکرد — «و نفهمیدند تا طوفان آمد و همه را برد. حضور پسر انسان نیز چنین خواهد بود...»
در آیات ۴۰ و ۴۱ همان فصل متی، که معمولاً بهعنوان اشاره به rapture پنداشته میشود — که خود تعلیم دروغین دیگری ساختهٔ انسان است — چهار کارگر خداوند ما، دو مرد و دو زن، نشان داده میشوند که با هم در کار او مشغولاند. اما آن دو که گرفته میشوند، آن دو نفری هستند که تشخیص دادهاند خداوند ما اکنون حاضر است، و با دیگرانی گرد آورده میشوند که چراغهایشان پر از روغن است — یعنی روحالقدس — و از طریق مطالعهٔ کافی کلام خدا مرتب و آماده شدهاند، به سوی بدن حقیقتی که مسیح بهوسیلهٔ پیامآور هفتم که در مکاشفه ۱۱:۱۵ شیپور مینوازد به آنان میدهد، همان مباشر دانا و وفادار که در متی ۲۴:۴۵ ذکر شده است.
این همان فردی است که دانیال پیامبر در دانیال ۱۲:۱۰-۱۲ از او سخن گفت. این مباشر از chronology کتابمقدسی میفهمد — یعنی از تاریخهای نبویِ زمانها و dispensations برای انجام نقشهٔ خدا برای بشریت — که در پایان ۱۳۳۵ روز، در سال ۱۸۷۴، خداوند و استاد ما بازخواهد گشت.
طبق تاریخهایی که در کتابمقدس نبوت شدهاند، از زمانی که daily sacrifice برداشته شد و desolating abomination برپا گردید — یعنی فرمانروایی Papacy و Catholic Mass — ۱۲۹۰ روز خواهد بود، از ۵۳۹ A.D. تا ۱۷۹۹. و از آنجا تا کامل شدن ۱۳۳۵ روز، تاریخ به ۱۸۷۴ میرسد.
۵۳۹ + ۱۳۳۵ = ۱۸۷۴.
این تنها میتواند بدان معنا باشد که خداوند ما عیسی بازگشته است، و قدیسانِ خفته را از مرگ برخیزانده است، و باقی قدیسان را گرد میآورد، هنگامی که آنان در مرگ، در لحظهای، در چشمبههمزدنی، به زندگی روحانی با او تبدیل میشوند، در حالی که او Messianic Kingdom خود را برقرار میکند. (۱ قرنتیان ۱۵:۵۲).
پیامآور هفتم کیست؟ ما ایمان داریم که او همان کسی است که در آن زمان زندگی کرد و نقشههای خدا را بهوسیلهٔ پیام عیسی مسیح، با وفاداری و روشنی، بیان نمود؛ همان خوراک در وقت مناسب، که به آن مباشر دانا و وفادار وعده داده شده بود. نام او؟ Pastor Charles Taze Russell. او بود که دربارهٔ Presence خداوند و استاد ما در تاریخ درستِ کتابمقدسی، در مجموعهٔ ششجلدی مطالعهٔ کتابمقدس خود به نام Studies in the Scriptures، شیپور نواخت.
What’s in a Name?
کسانی که میخواهند خدا را در مسیح پرستش کنند، باید او را در روح و حقیقت پرستش نمایند. (یوحنا ۴:۲۳).
این چه معنا دارد؟ ما نیاز به روح تشخیص و فهم را دیدهایم، که تنها به کسانی داده میشود که آن را میجویند، برای آن دعا میکنند، و روحالقدس خدا را مستقیماً دریافت مینمایند. تنها آنگاه روحِ ذهن سالم خواهیم داشت. (۱ قرنتیان ۲:۱۶؛ ۲ تیموتائوس ۱:۷).
ما باید در شخصیت خود مانند کودکان کوچک شویم: به خدا اعتماد کنیم، از ایمان به کلام او پر باشیم، در مقصود بیغلوغش باشیم، مانند ماران هوشیار اما مانند کبوتران ساده و بیآزار، در او حکیم باشیم، نه چسبیده به راههای انسانها، بلکه فروتن، مانند مسیح، و در ایمان مطیع کلام او. (متی ۱۸:۲-۱۴).
خدای قادر مطلقِ کتابمقدس و Israel، Yahweh است.
نام خدا در نسخههای خطی اصلی عهد عتیق، در Torah، یافت میشود، و در ترجمهٔ Rotherham، The Emphasized Bible، چنانکه شایسته است آورده شده است؛ ترجمهای که میتوان آن را از هر کتابفروشی کتابمقدس تهیه کرد. بسیاری از کتابمقدسها نام خدا را در ستونهای پانوشت کنار متن نشان میدهند. اگر کتابمقدس شما چنین نمیکند، پیشنهاد میکنم ترجمهٔ Rotherham را تهیه کنید.
اکنون، هنگامی که نام کسی را میشنوید، چه چیزی به ذهن شما میآید؟ شاید تصویری ذهنی از آن شخص در ذهن شما شکل گیرد؛ اما بیش از آن، شخصیت آن شخص را به یاد میآورید.
خدا گفت: «من Yahweh هستم، این است نام من، و جلال خود را به دیگری نخواهم داد، و ستایش خود را به بتهای تراشیده نخواهم بخشید.» Yahweh بهعنوان نام یادبود فهمیده میشود. (خروج ۳:۱۴). هنگامی که از متن عبری عهد عتیق درست ترجمه شود، چنین میگوید: «و Elohim — خدا — باز به موسی گفت: به فرزندان Israel چنین بگو: Yahweh، Elohim پدران شما، Elohim Abraham، Elohim Isaac، و Elohim Jacob، مرا نزد شما فرستاده است. این است نام من تا ابد، و این است یادبود من برای همهٔ نسلها.»
هنگامی که قادر مطلق این اعلام را کرد، هویت خود و مراقبت بیدارانهٔ خود از این مردان را آشکار ساخت، و با جدیت اعلام نمود که ما باید شخصیت او را بفهمیم.
ما نمیتوانیم او را بهراستی پرستش کنیم تا وقتی که فهم درست از شخصیت او، یعنی محبت، حکمت، عدالت و قدرت، را به دست آوریم، همانگونه که آن مردان دانستند که lovingkindness او تا ابد باقی است. (۲ تواریخ ۵:۱۲-۱۴؛ مزمور ۱۰۶:۱). و باید بهوسیلهٔ عیسی مسیح، پسر او، به او نزدیک شویم.
چیز بسیار مهم دیگری که Yahweh خدای قادر مطلق را از همهٔ موجودات زندهٔ دیگر متمایز میکند، پیشدانی اوست.
هیچ موجود زندهٔ دیگری آینده را پیش از وقوع آن نمیداند. (اشعیا ۴۶:۱۰). ما باید reason را همراه با مطالعهٔ کتابمقدس به کار گیریم تا فهم درستِ سخنان توضیحی پسر او، عیسی مسیح (یوحنا ۱:۱۸؛ ۱۲:۵۰)، و نیز همهٔ پیامبران او، دوازده رسول پسر او، و پیامآوران حقیقی او در سراسر Gospel Age را به دست آوریم، تا ذهن او را بشناسیم. باید از گناه توبه کنیم، تا از آن پس با او در مسیح راه برویم، تا او ما را برکت دهد.
برای انجام این کار، ما به مطالعهٔ پیوستهٔ کتابمقدس در ایمان نیاز داریم، زیرا بدون ایمان محال است او را خشنود ساخت. (عبرانیان ۱۱:۶). باید ایمان داشته باشیم که او پسر خود، عیسی مسیح، را فرستاد تا ما را از مرگ بازخرید کند.
از آنِ توست، ای Yahweh، عظمت و قدرت و شکوه و جلال و قوت؛ زیرا هرچه در آسمان و زمین است از آنِ توست. از آنِ توست، ای Yahweh، پادشاهی، و تو بهعنوان سر بر همه بلند شدهای.
(۱ تواریخ ۲۹:۱۱)
آنچه در پی میآید نقلقولی است از برادری محبوب و پیرو مسیح، که بسیاری در اواخر دههٔ ۱۸۰۰ و اوایل دههٔ ۱۹۰۰ او را میشناختند. این سخن را Pastor Charles Taze Russell نوشت، که گفت:
«چه ژرف دل را میکاود کلام خدا، هنگامی که آن را میفهمیم — نه صرفاً بهعنوان مجموعهای از قواعد و مقررات، بلکه هنگامی که روح آن را درمییابیم؛ هنگامی که میبینیم نخستین خواستهٔ آن محبت از دلی پاک است: نخست، نسبت به پدر، خدای متعال؛ دوم، نسبت به خداوند و سرِ ما؛ سوم، نسبت به همهٔ برادران او؛ چهارم، نسبت به جهان بهطور کلی، که ناله میکند و درد میکشد، در انتظار برکت باشکوه روز آینده.»
این سخنان برادر عزیز ما Russell راست است، و امید داریم که شما نیز گوشی برای شنیدن، چشمی برای دیدن، و شجاعتی برای رد کردن خطاهای انسانهایی داشته باشید که میخواهند شما را در بند تعالیم دروغین، creeds و dogmas سنت انسانها نگاه دارند. (مرقس ۷:۶-۱۳).
Come Out of Her, My People
«ای قوم من، از او بیرون آیید»
مکاشفه ۱۸:۴
ما که حقیقت را دیدهایم، از سوی خدا یادآوری میشویم که از این نظام Babylonishِ پرستش دینی ساختهٔ انسان و پشتیبانیشده توسط civil power بیرون آییم — همان اتحاد ممنوع church و state.
(اشعیا ۴۸:۱۷-۲۲؛ ۵۲:۱۱،۱۲؛ مکاشفه ۱۸:۴).
قدرت حقیقی از آنِ خداست، ملک انسان نیست؛ و او اقتدار خود را به پسر خویش، عیسی مسیح، داده است.
(یوحنا ۱۷:۱-۳؛ مزمور ۵۹:۵-۱۶؛ ۶۲:۱-۱۲؛ ۶۳:۱-۵؛ اعمال ۳:۱۲-۱۵؛ ۴:۷-۳۱؛ ۱ پطرس ۱:۳-۵).
او حقایق خود را بر همهٔ کسانی که صادقانه آنها را میجویند آشکار میکند. به یاد داشته باشید: «آن که میجوید مییابد؛ و برای آن که میکوبد، گشوده خواهد شد.»
(امثال ۸:۱۷؛ متی ۷:۷-۱۲).
این نشان میدهد که باید تلاشی صادقانه کنیم تا خدای خود، Yahweh، را بشناسیم و بفهمیم، بهوسیلهٔ پسر محبوب او، خداوند ما عیسی مسیح، و بهوسیلهٔ کلام او، چنانکه در کتابمقدس یافت میشود.
«در جهان برای شما زحمت خواهد بود؛ اما دل قوی دارید، من بر جهان غالب شدهام.»
— خداوند و استاد ما، عیسی مسیح
(یوحنا ۱۶:۳۳)
نوشته شده توسط: Arthur Parker Jr.
Closing Witness
May every sincere reader search the Scriptures, seek Yahweh through Christ Jesus, and receive understanding by the Holy Spirit.
Arthur Parker Jr.
No comments:
Post a Comment